Tuesday, December 28, 2010

بازگشت افسانه|Starcraft 2 Review

به نام خدا

اكنون نزديك به يه دهه است كه از شماره اول شاهكار بي همتاي شركت بليزارد (starcraft) مي گذرد و هنوز هم بسياري از استاركرفت دوستان در شبكه Battle Net به انجام اين بازي مي پردازند... واقعا چه چيزي باعت ماندگاري بازي هاي بليزارد مي شود...؟ استاركرفت يكي از بهترين بازي هاي زمان خود و بدون اغراق يكي از بهترين بازي هاي استراتژي تاريخ به حساب مي آيد.واقعا ساخت يه دنباله براي چنين اثري كاري بس سخت و دشوار است. بسياري از طرفداران استاركرفت كه از ساخته نشدن شماره دوم ناراضي بودند خود دست به كار شدند و تعدادي مود به نام هاي استاركرفت 2 براي بازي ساختند كه البته بليزارد از راه قانوني همه اين پك ها را غير قانوني شمرد. وقتي ساخت شماره دوم استاركرفت اعلام شد طرفداران بازي در پوست خود نمي گنجيدند . حتي بليزارد از طرفدارن پر و پا قرص استاركرفت و حتي واركرفت (كه بيشترشان كره اي بودند.) دعوت به همكاري كرد.Starcraft 2 :Wings of Liberty قسمت اول استاركرفت 2 است و داستان نژاد ترن را بازگو مي كند.2 پك ديگر از بازي با نام هاي Heart of the Swarm براي زرگ ها و Legacy of the void براي پروتوس ها در دست ساخت قرار دارد.



سازنده : Blizzgyard Entertainment
سبك بازي : Real-Time Strate
ناشر : Blizzard Entertainment
پلتفرم : Pc
تاريخ انتشار :25 جولاي 2010
درجه سني : T






داستان

داستان استاركرفت برا خلاف بازي هايي مانند C&C كه داستان نژاد ها بازي را موازي بيان مي كند داستان 3 نژاد استاركرفت پشت سر هم بيان مي شود.داستان استاركرفت يك تاريخچه نژادي به نام xel Naga را بيان مي كند كه براي رسيدن به قدرت برتر با ترقي دادن نژاد هاي قدرتمند اما كمي عقب افتاده آن ها را تحت سلطه خود در مي آوردند.آن ها ابتدا به نژادي به نام پروتوس رسيدند كه در سياره شان معبد ها و منابع ارزشمندي يافت مي شد. پروتوس ها شاخك هايي دارند كه به وسيله اين شاخك ها با هم ارتباط ذهني بر قرار مي كنند.به همين دليل نظم و هماهنگي بي نظري داشتند. پس از مدتي پروتوس ها از نقشه xel naga آگاه شده وهمه شاخك هاي ارتباطي خود را قطع مي كنندو بر عليه Xel Naga شورش مي كنند.نژاد Xel Naga نيز كه همه چيز از زير دستشان در رفته است از سياره فرار مي كنند. آن ها باز هم در پي پايه ريزي يك تمدن جديد هستند.پس از مدتي آن ها به سياره اي بسيار داغ و آتشفشاني مي رسند كه در آن موجودات كرم مانندي به سختي زندگي ميكردند (زرگ ها) Xel Naga آن ها را پرورش مي دهد ويك زرگ باهوش به نام OverMind را رييس و مغر متفكر زرگ ها قرار مي دهد.هر چه زمان مي گذرذ اورمايند باهوش تر و باهوش تر مي شود و به آلوده كردن سيارات اطراف خود مي پردازد. اورمايند بالاخره دست Xel Naga را خوانده و با كشتن بيشتر آن ها تمدن جديدي را پايه ريزي مي كند... حال مي رسيدم به ترن ها... كنفدارسي زمين به دليل زياد شدن بيش از حد جمعيت تصميم مي گيرد تمام جاني ها و تبهكاران را با سفينه به سياره اي ديگر تبعيد كند.اما اين سفينه با مشكل فني رو به رو مي شود و در يك سياره ناشناخته فرود مي آيد.پس از مدتي ترن ها امپراطوري خود را بنا ميكنند و در مدت كمي با تسخير سياره هاي اطرف به شكوفايي مي رسند. شخصيت اول بازي يكي از فرماندهان ترن ها (جيمز رينور) است.حال زمان جنگ است... 3 نژاد پروتوس , زرگ و ترن ها به يكديگر مي رسند.پروتوس ها كه نژاد صلح جويي بودند با ترن ها از سر صلح در مي آيند اما انسان ها با عادت قديمي و زشت خود به خراب كردن منابع و هرس و طمع براي دست يافتن به قدرتي بيشتر اين اتحاد را به هم مي زنند .زرگ ها نيز در پي آلوده كردن و تسخير كردن هر سياره و از هر نژادي هستند. آن ها صلح و دوستي برايشان هيچ معني ندارد.نژادي وحشي كه با بي رحمي تمام سربازن و حتي مردم بي گناه را مي كشند... اين است طعم تلخ جنگ...
جيمز رينور شخصيت اول داستان بالاخره از تنهايي در آمده و به يكي از نيرو هاي گوست (سارا كريگان) علاقه مند مي شود.
ترن ها و پروتوس ها بالاخره از خطر زرگ ها آگاه مي شوند.آن ها روز به روز قوي تر و حريص تر مي شوند.ترن و پروتوس ها به ناچار با يكديگر متحد شده و به جنگ زرگ ها مي روند.يكي از فرماندهان جوان پروتوس ها مي فهمد كه زرگ هاي به نيرو هاي GHOST انسان ها (تك تير انداز هاي ترن ها كه عموما نسبت به افراد عادي هوش بالاتري دارند.) حساس هستند و گوست ها زرگ ها را به خود جذب مي كنند. سارا به ماموريت فرستاده مي شود. قرار بر اين بوده است كه پس از جمع كردن زرگ ها در يك منطقه و غافل گيري آن ها سفينه هاي ترن ها سارا را برگردانند اما Mengsk نيازي به برگرداندن سارا نمي بيند. سارا نيز دكه خود را در ميان صد ها نيروي زرگ مي بيند اسلحه خود را به زمين انداخته و منتظر مرگ مي ماند. سارا ناپديد مي شود... و از اين اين جاست كه رينور به ذات خراب Mengsk پي مي برد و از او جدا مي شود.
در يكي از ماموريت هاي نژاد زرگ اورمايند دستور مي دهد تا از شفيره فرزند خود مراقبت كنند.درون اين شفيره چيست...؟يك زرگ معمولي...؟ يك موجود آلوده شده ديگر...؟ بالاخره مشخص مي شود فرزند اورمايند كسي نيست جز سارا كريگان!!! او تبديل به ملكه زرگ ها مي شود و با هوش سرشار خود موفقيت هاي ديگري را براي اين نژاد آلوده به ارمغان مي آورد.در پايان Starcraft:Brood War (نسخه الحاقي شماره 1 ) ميبينيم كه سارا كريگان قدرت مندترين موجود بازي و ملكه شمشير ها شده است... كابوسي كه پايان خوشي ندارد...
جيمز رينور ديگه آن جيمز قديم نيست... پس از اتفاقات Brood War و اتفاقي كه براي سارا افتاده است به يك آدم دايم الخمر تبديل شده است... او به همراه Tychus (يك جنايت كار كله شق كه به خاطر جنايت هاش مجبور به خدمت در ارتش ترن ها شده است.) و ديگر ياران وفادار خود با تشكيل دادن يه گروه ياغي به مقابله با دولت Dominion (دولت Mengsk ) براخواسته اند. تايكوس به رينور پيشنهاد مي دهد براي تهيه كردن هزينه سفر پر خرجش به دنبال اشيا باستاني نژاد زل ناگا برود.اما او تنها نيست .... سارا نيز به دنبال هم قطعات باستاني است...
با توجه به اين كه بازي تازه اومده بقيه داستان رو به خودتون واگذار ميكنم... رينور خود را بر سر 2 راهي مي بيند. ايا بايد سارا رو كشت...؟آيا مي توان او را به زندگي عادي بر گرداند...؟ زراتول (فرمانده پروتوس ها)كريستالي به او مي دهد كه آينده را از ديد او نشان مي دهد. در اين آينده در صورت نابود نشدن سارا پروتوس ها به طور كامل از بين مي روند و قدرت كامل به دست زرگ ها مي افتد.رينور خسته از اين قضايا هر شب كابوس مي بيند.كابوس روزي كه سارا گرفتار زرگ ها شد...
كات سين هاي بازي با اين تعدادشان خيلي زياد نيست ولي همان تعداد كم نيز از قشنگ ترين كات سين هايي بود كه در عمرم ديده بودم. از جمله نبرد زلاتان با سارا كريگان يا زماني كه رينور خواب سارا را مي بيند...
داستان استاركرفت يكي از معدود داستان هاي تاريك در سبك استراتژي است... توقع نداشته باشيد كه در پايان شماره دوم بازي (با عرضه مراحل زرگ ها و پروتوس ها) سارا به زندگي عادي بر گردد وبا جيمز زندگيشان را شروع كنند. داستان استاركرفت پر است از فراز و نشيب ها و سورپرايز ها واتفاقات غير منتظره مانند فهميدن راز موجود هيبريدي در پايان استاركرفت (موجودي كه از تركيب 2 نژاد زرگ و پروتوس به وجود آمده.) در بعضي موارد در بازي به شما حق انتخاب داده مي شود كه از بين نظر 2 نفر يكي را انتخاب كنيد كه قطعا باعث دلسردي طرف مقابل از شما و حني قرار گرفتن در جبهه مخالف شماست. مثلا در يكي از قسمت هاي بازي 2 انتخاب داشتيم.يكي اين كه به خواست پروتوس ها تمام مناطق آلوده را از بين ببريم اما مسيول قسمت آزمايشگاه مخالف بود و معتقد بود كه مي شود جان همه آن ها را نجات داد. در صورت همكاري با پروتوس ها مي ديديم كه او خود با به ويروس زرگ ها آلوده كرده و قصد انتقام گيري دارد.(كه دريك كات سين جذاب توسط رينور از بين مي رود.) البته اين انتخاب ها در پايان بازي تاثيري ندارند و تنها راه رسيدن به پايان بازي را تغيير مي دهند كه خود كافي به نظر مي رسد.

دوستاني كه ميخوان يه مقداري از داستان رو بدونن متن پايين رو بخونن.
پ.ن:كسايي كه بازي نكردن نخونن.
پس از اين اتفاقات رينور با پسر منگسك مواجه مي شود.او به رينور پيشنهاد مي دهد كه با كمك او زرگ ها را از بين ببرند تا به اعتبار او اضافه شود و در عوض با سلاح قدرتمند زل ناگا مي توانند سارا را به زندگي عادي بازي گردانند.رينور نيز بر خلاف ميل ديگرهمراهانش اين خواسته رو قبول مي كند.در پايان بازي همه چيز به ظاهر خوب پيش ميرود . اما اين پايان خوب با توجه به داستان تاريك استاركرفت كمي شك برانگيز است و حدس ميزنم در 2 پك بعدي بازي اتفاقات غيرمنتظره ـي زيادي رخ خواهد داد.



"هدف اصلي رينور از بين بردن دولت منگسك است."





گيم پلي

گيم پلي شماره دوم استاركرفت در عين سادگي روان بودن پيچيدگي ها و ريزه كاري هاي بسياري دارد تا هم تازه كار ها بازي برايشان سخت نباشد و هم صداي طرفداران استاركرفت در نيايد و از نظر بنده سبك استراتژي را يك قدم به جلو برده است.بازي با حفظ سنت هاي قديمي استاركرفت با حضور آقاي داستین براودر(يكي از طراحان سري C&C ) كمي چاشني سنگ كاغذ قيچي به بازي افزوده شده كه عمق گيم پلي را بيشتر كرده است. البته اين سيستم در بازي كم رنگ است و مانند بازي هايي مثل End war نيست.بيشتر ويژگي هاي نژاد ترن ثابت مانده است و امكانات جديدي نيز به آن ها افزوده شده.البته نژاد تران به نظر مي رسد كمي قدرت مند تر باز گشته اند.شما مي توانيد براي ساختمان هايي همچون سرباز خانه يا سفينه سازي 2 نوع ساختمان مختلف اضافه كنيد. در ابتداي ساخت ساختمان هايي مانند Barrak شما تنها قادر به توليد نيروي پايه آن ساختمان هستيد.(براي مثال Marine ها ( حال شما 2 انتخاب داريد. مي توانيد به همين سرباز هاي پايه بسنده كنيد و راكتور بسازيد كه سرعت توليد نيرو هايتان 2 برابر مي شود.(يعني در زمان 2 نيرو توليد مي كند.) يا اين كه با ساخت Tech Lab به سربازي هاي مجهز تر دسترسي پيدا كنيد.البته در بيشتر بازي ها بيشتر از يك Barrak ,. Starport يا Factory مي سازيد.(مثلا يكي داراي راكتور و ديگري Tech Lab كه هم سرعت ساخت نيرو ها بالا تر مي رود و هم مي توانيد نيرو هاي قدرت مند تر را در اختيار داشته باشيد.) Supply Deput ها نيز تغيير زيادي نكرده اند اما در بخش كمپين بازي با آپگريد كردن آن مي توان بدون نياز به ساخته شدن و قابليت فرود آمدن سرعت كار ها را زياد كرد. اما همان طور كه گفتم آپگريد... در مراحل مختلف تعدادي ماموريت جانبي وجود دارد كه اغلب شامل يافتن protoss Research يا Zerg Research ها هستند. حتما مي پرسيد فايده آن ها چيست...؟ در حقيقت اين اجسام يا بقاياي موجودات مرده هستند يا تعدادي از اشيا پروتوس ها. با به دست آورده اين Research ها مي توانيد قابليت هاي مختلفي را در قسمت آزمايشگاه سفينه خريداري كنيد.
نيرو هاي Medic نيز براي آسان تر شدن بازي به بخش كمپين اضافه شده اند و در بخش هاي Skrimish و مولتي پلير به دليل به هم نخوردن تعادل ميان نژاد ها حذف شده اند.
تعداد واحد هايي كه در يك صحنه جنگ مي بينيد افزايش پيدا كرده و همانند استاركرفت 1 با نبرد هايي كوچك رو به رو نيستيد و ممكن است در يك صحنه درگيري نزديك 300 نيرو حضور داشته باشد.
شما در ازاي هر مرحله اي كه انجام مي دهيد مقداري Reward به دست مي آوريد كه با استفاده از آن ها مي توانيد در قسمت Armory سفينه ـ‌تان نيرو هاي خود را آپگريد كنيد. يا اين كه انواع جديدي از سربازي هاي مزدور را استخدام كنيد.
حال اين سربازان مزدور چه هستند...؟ در حقيقت با ساختن ساختمان مربوط به آن مي توانيد در ازاي دادن مبلغ بيشتري در مواقع ضروري سرباز هاي مزدور را احظار كنيد كه البته از نظر قدرت با سربازي هاي شما تفاوتي ندارند و شكل و شمايل ـشان مانند يكديگر است.
مديريت منابع و كارگران نيز از بازي قبل ساده تر شده است و شما مي توانيد با مشخص كردن مسير آن ها كار ها را به خودشان واگذار كنيد. همانند بازي قبل 2 نوع ماده اوليه آبي و سبز (گاز) وجود دارد. البته منابع طلايي رنگي نيز در بعضي نقاط نقشه وجود دارد كه بازده 150 درصد دارند.نوعي كارگر جديد نيز به بازي اضافه شده است كه منابع بيشتري را جمع آوردي مي كند اما پس از مدتي خود به خود از بين مي رود.
فرمول سنگ كاغذ قيچي نيست بسيار به چا كار شده ودر آن زياده روي ـي صورت نگرفته است.براي مثال نيرو هاي GHOST دشمن اصلي نيرو هاي مقاوم تر و كم تعداد تر هستند اما با توجه به تعداد زياد نيرو هايي مانند زرگلينگ از آن ها شكست مي خورند.بعد از انجام هر ماموريت نيز مي توانيد با دوستان و كاركنان صحبت كنيد يا اين كه به اخبار گوش كنيد و اگر باز قصد تنوع داشتيد سري به بازي آركيد Lost Viking بزنيد .
در بازي اديتور پيشرفته اي نيز وجود دارد كه به وسيله آن مي توانيد مپ ها را تغيير دهيد يا حتي خود مپ دلخواهتان را درست كنيد. در ضمن كاربا اين اديتور بسيار ساده است.
اكثر ماموريت هاي بازي نيز تنوع خاص خود را دارند و كمتر پيش مي آيد كه مراحل بازي تكراري به نظر آيند.



"در سفينه خود مي توانيد كار هاي زيادي انجام دهيد."




گرافيك

بسياري از بازي ها هستند كه با وجود استفاده كردن از يك موتور گرافيكي خوب و امكانات كافي نمي توانند از نظر تكنيكي و مخصوصا هنري گرافيك قابل قبولي را ارايه دهند. گرافيك استاركرفت 2 شايد از نظر تكنيني در مقابل بازي هاي بزرگي مثل كيلزون يا كرايسيس حرفي براي گفتن نداشته باشد اما در سبك RTS قابل ستايش است.مهم ترين قسمت گرافيك بازي , گرافيك هنري و رنگ بندي هاي زيبا و چشم نوار نيرو ها و ساختمان هاي بازي است كه نشان از ذوق هنري بسيار سازندگان بازي است. رنگ بندي يونيت ها بسيار چشم نواز هستند به ويژه نژاد پروتوس كه با رنگ آبي خود تمي فانتزي به بازي داده است. البته اشتباه نكنيد.رنگ بندي شاد به معني بچه گانه شدن بازي و داستان نيست.بازي هنوز هم همان طنز تلخ نسخه اول را به همراه دارد.در بسياري از مواقع شده كه بازي را فراموش كرده و به تماشا كردن رنگ بندي ساختمان ها و يونيت هاي دشمن مشغول شده ام.در بازي ريزه كاري هاي خوبي صورت گرفته است.مثلا برو روي لباس سربازان شما نوشته ها و نقاشي هاي مختلفي به چشم مي خورد.بازي از موتور گرافيكي Vibrant استفاده مي كند.يكي ديگر از محاسن گرافيك و موتور بازي Optimize بودن بيش از حد با PC است. اين كه شما با يك PC معمولي نيز مي توانيد از بازي لذت ببريد هيچ از آن طرف با يك سيستم نه چندان شاخ مي توانيد از نهايت گرافيك بازي استفاده كنيد.بر خلاف بازي هايي مانند SC:C كه با افت فريم هاي مكرر در بازي مواجه هستيم به شخصه حتي در زماني كه 100 ها نيرو با هم در حال درگيري ميباشند هيچ گونه افت فريمي را مشاهده نكردم.كات سين هاي بازي نيز به دقت بر روي آن ها كار شده است.به طوري كه وقتي در حال ديدن نبرد زراتول و سارا هستيد محسور چهره 2 شخصيت مي شويد.البته گرافيك بازي مشكلات اندكي نيز دارد.براي مثال رنگ بندي جديد ممكن است با ذايقه بعضي طرفداران بازي كه با محيط تيره و تار و جو سنگين شماره 1 بازي انس گرفته باشند خيلي خوشايند نباشد.برا خلاف ديگر بازي هاي استراتژي ديگر شايد گير كردن نيرو ها در در و ديوار يا گم كردن راه خود نيستيم.در كل بايد بگويم كه گرافيك بازي نيز بدون شك يكي از قسمت هاي مثبت بازي به حساب مي آيد و برآزنده نام استاركرفت است.



"انفجار ها زيبا كار شده اند."




صداگذاري و موسيقي

صداگذاري بازي و همچنين بخض موسيقي بازي نيز در حد و اندازه نام استاركرفت كار شده است.از صحبت هاي جيمز رينور و همراهانش گرفته تا صداي اخبار تلوزيون , صداي متلاشي شدن نيرو هاي زرگ , اسلحه هاي مختلف و همچنين موسيقي جنجالي بازي كه هيچ حرف و حديثي را باقي نگذاشته است!!!صدا گذاري هر نژاد نير متناسب با روحيات و شكل و شمايل آن نژاد درست شده است.براي مثال هنگام متلاشي شدن يك نيروي زرگ صداي آن دقيقا با ويروسي و خون آلود بودن نيرو هاي زرگ همخواني دارد.
يا صداي حرف زدن پروتوس ها كه جو سنگيني را به صداگذاري بازي افزوده است متناسب با قيافه و شكل و شمايل آن هاست. lip seank (همخواني صداي كركتر ها با حركات لب و دهن آن ها ) نيز در بازي بدون نقص كار شده و حركات لب و دهن كركتر ها با لحن حرف زدن آن ها تناسب دارد.قطعات موسيقي درون بازي و حتي منوي بازي نيز همانند ديگر بخش هاي بازي بسيار حماسي كار شده اند.



"نمايي از لودينگ مرحله آخر بازي."




Units Review

در اين قسمت قصد دارم تمامي يونيت هاي موجود در بازي رو بررسي كنم.
پ.ن:در اين قسمت سرعت حمله هر چه كمتر باشد يعني سرعت ريلود آن نيرو بالا تر است.(آن نيرو با سرعت بيشتري حمله مي كند.)

Terran



در قرن 26 ميلادي به علت جمعيت بسيار زمين انسان ها مجبور شدند تمام جانيان و زندانيان را به سياره اي ديگر تبعيد كنند.اما اين سفينه با مشكل فني رو به رو شد و بر روي سياره اي ديگر فرود آمد.از آن پس آن ها خود را ترن ناميدند و در مدت كوتاهي به شكوفايي رسيدند.

SCV



اين نيرو ها در واقع اولين نيرو هاي ترن ها و كارگران آن ها به شمار مي آيند كه وظيفه ساختن ساختمان ها يا استخراج منابع و تعمير ساختمان ها و وسايل نقليه را به عهده دارند.
دميج:5
سرعت حمله:1.5
سرعت حركت:2.81
برد سلاح:نزديك زن – زمين

Mule



اين نيرو ها در شماره ـي قبلي استاركرفت حضور نداشته اند و تازه اضافه شده اند.اين ها نيز كارگران ترن ها مي باشند با اين تفاوت كه منابع بيشتري استخراج مي كنند اما تنها در يك باره زماني زنده هستند و بعد خود به خود نابود مي شوند.
دميج:ندارد
سرعت حمله:ندارد
سرعت حركت:2.81
برد سلاح:ندارد

Marine



آن ها نيرو هاي پايه پياده نظام و سربازان ترن ها هستند.در اين نسخه به آن ها يك سپر اضافه شده تا در مقابل حملات دشمنان بيشتر دوام بياورند(با آپگريد آرمور آن ها.)
دميج:6
سرعت حمله: 0.8608
سرعت حركت:2.81
برد سلاح:5- زمين و هوا

Marauder



آن ها پياده نظام سنگين ترن ها هستند كه با اسلحه grenade launcher خود مي توانند در مبارزات بسيار مقيد واقع شوند.
دميج: 10 (+1)
سرعت حمله: 1.5
سرعت حركت: 2.25
برد سلاح:6 – زمين

Reaper



ريپر ها سريع ترين سرباز هاي ترن ها هستند.آن ها مي توانند با جت پك خود به نقاط مرتفع تر يا پست تر بروند.آن ها مجهز به بمب هاي زمان دار هستند كه مي توانند چندين دشمن را با هم از بين ببرند.
دميج: 4 (+1)
سرعت حمله: 1.1
سرعت حركت: 2.95 (3.84)
برد سلاح:4.5 – زمين

Ghost



آن ها بدون شك يكي از قوي ترين سربازان ترن ها هستند.با قابليت غيب شدن و كشتن دشمن با يك تير به نيرويي قدرتمند و بي صدا و مخفي تبديل گشته اند.
دميج: 10 (+1)
سرعت حمله: 1.5
سرعت حركت: 2.25
برد سلاح:6 – زمين و هوا

Hellion



نظرتان در مورد تركيب FireBat با وسايل نقليه جنگي چيست...؟ هليون نيرويي بسيار سريع است كه با آتش دشمنان خود را از بين مي برد.بدون شك او يكي از دشمنان اصلي زرگلينگ ها و زيلوت ها است و آن ها بايد در مقابله با هليون كمي احتياط كنند...
دميج: 8 (+1)
سرعت حمله: 2.5
سرعت حركت: 4.25
برد سلاح:6 – زمين (اتك اسپلش*)

Siege Tank

اين تانك ها هم ميتوانند مانند يك تانك معمولي عمل كنند هم اين كه در يك مكان مستقر شوند و همانند يه خمپاره انداز عمل كنند.آن ها نيرو هايي بسيار مفيد براي حمله و مخصوصا براي دفاع هستند.
دميج:15(+2) , 50(+5)
سرعت حمله:1.04, 3
سرعت حركت: 2.25
برد سلاح: 7 – زمين
13 –زمين (اسپلش)

Thor



آن ها بدون شك قوي ترين نيرو هاي پياده (وحتي هوايي) نيرو هاي ترن هستند كه با انواع و اقسام سلاح هاي خود مي توانند خطري جدي براي دشمنان خود باشند.
دميج: 30 (+3)
سرعت حمله: 1.25
سرعت حركت: 1.88
برد سلاح7 – زمين , 10 – هوا

Viking



وايكينگ ها به نظر نيرو هايي هوايي مي رسند اما آن ها ميتوانند با تغيير دادن شكل خود به يك نيروي زميني و خطرناك تبديل شوند.
دميج:, 12 (+1), 10 (+1)
سرعت حمله:1 , 2
سرعت حركت:2.25 , 2.95
برد سلاح:6 – زمين , 9 – هوا

Medivac



وظيفه اين نيرو ها در بازي درمان كردن جراحت هاي نيرو هاي خودي و همچنين حمل كردن سربازان و نيرو ها به منطقه اي ديگر است.
دميج: ندارد
سرعت حمله:ندارد
سرعت حركت: 2.75
برد سلاح:ندارد

Raven



اين نيرو مستقيما در حمله و دفاع شركت نمي كند بلكه با تعمير كردن وسايل نقليه كمك بزرگي به تيم مي كند.
دميج: ندارد
سرعت حمله:ندارد
سرعت حركت: 2.25
برد سلاح:ندارد

Banshee



اين نيرو ها كه تنها مي توانند به نيرو هاي زميني آسيب برسانند به خودي خود نيرو هاي آن چنان قوي ـي نيستند اما با پشتيباني نيرو هاي ديگر مي توانند مفيد باشند.
دميج: 12 (+1)
سرعت حمله: 1.25
سرعت حركت: 2.75
برد سلاح:6 – زمين

Battlecruiser



تقريبا قوي ترين نيرو هاي هوايي ترن ها هستند كه قادر به حمله كردن به نيرو هاي هوايي و زميني دشمن هستند.
دميج: 10(+1) , 6(+1)
سرعت حمله: 0.225
سرعت حركت: 1.4
برد سلاح:6

Zerg



زرگ ها دومين نژاد پرورش يافته توسط زل ناگا هستند.آن ها نژادي وحشي هستند كه معناي صلح و دوستي تا به حال به گوششان نخورده است.زرگ ها تنها به آلوده كردن موجودات ديگر علاقه مندند.

Drone



درون ها در واقع كارگران نژاد زرگ هستند كه كار اصليشان جمع آوري منابع و ساختن ساختمان هاست.
دميج:5
سرعت حمله: 1.5
سرعت حركت: 2.81
برد سلاح: 1 – زمين

Overlord



اورلرد ها نيرو هايي هوايي هستند كه هيچ گونه كاربردي در حمله و دفاع ندارند.با ساختن آن ها حداكثر ظرفيت تعداد سربازانتان بيشتر مي شود.همچنين از آن ها براي جابجايي نيرو ها نيز استفاده مي شود. آن ها قابليت آپگريد و تبديل شدن به Overseer ها را دارند كه نيرو هاي سريع تري هستند.
دميج:ندارد
سرعت حمله: ندارد
سرعت حركت: 0.47
برد سلاح: نزديك زن

Zergling



زرگ لينگ ها نيرو هاي پايه زرگ ها مي باشند كه قدرت بسيار كمي دارند و زود كشته مي شوند.اما هزينه ساخت آن ها كم است و زود ساخته مي شوند.آن ها در تعداد زياد خطرناك هستند.آن ها قابليت تبديل شدن به موجودات انتحاري سبز رنگي به نام Baneling را دارا هستند.
دميج:5
سرعت حمله: 0.696
سرعت حركت: 2.95
برد سلاح:نزديك زن

Queen



ملكه در حقيقت يك نيروي دفاعي به شمار مي آيد كه قابليت درمان كردن نيرو هاي خودي را دارا هستند.
دميج:4 , 9
سرعت حمله: 1
سرعت حركت: 0.9375
برد سلاح:3 – زمين , 7 – هوا

Roach



روچ ها نيرو هايي هستند كه مي توانند با اسيد خود از راه دور به دشمن صدمه بزنند و هم با چنگال هاي خود از نزديك برا دشمن خطرناك باشند. تعداد زيادي از آن ها بسيار خطر ناك است.
دميج:16
سرعت حمله:2
سرعت حركت: 2.25
برد سلاح:3

Hydralisk



هيدرليسك ها نيرو هاي پايه دور زن زرگ ها هستند كه توانايي آسيب رساندن به نيرو هاي هوايي و زميني را دارند.وزن آن ها در حدود 5 كيلو گرم است.
دميج:12
سرعت حمله:0.83
سرعت حركت: 2.25
برد سلاح:5

Infestor

اين نيرو ها توانايي ساختن ترن هاي آلوده شده (به ويروس زرگ) را دارا هستند اما به خودي خود در مبارزات نقشي ندارند.
دميج:ندارد
سرعت حمله:ندارد
سرعت حركت: 2.5
برد سلاح:ندارد

Mutalisk



آن ها نيرو هاي پايه هوايي زرگ ها هستند كه با سرعت بالا و توانايي ضربه زدن به نيرو هاي هوايي و زميني خطري جدي براي دشمن محسوب مي شوند.
دميج:9
سرعت حمله: 1.5246
سرعت حركت: 3.75
برد سلاح:3

Corruptor



آن ها دومين نيروي هوايي زرگ ها مي باشند كه تنها توانايي ضربه زدن به نيرو هاي هوايي را دارند.اين نيرو ها دشمن ترسناكي براي نيرو هايي مانند وايكينگ هستند.
دميج:14
سرعت حمله: 1.9
سرعت حركت: 2.9531
برد سلاح:6

Broodlord



اين نيرو ها خودشان سلاح خاصي ندارند اما نيرو هاي كوچكي به نام Broodling پرتاب ميكنند.
دميج: 20
سرعت حمله: 2.5
سرعت حركت: 1.4062
برد سلاح:9

Ultralisk



قوي ترين نيروي زرگ ها هستند كه با دميج و Health زياد خود خطري جدي براي دشمنان خود محسوب مي شود.
دميج: 15 (+25 vs armored) , 75 vs buildings
سرعت حمله: 0.861 , 1.6665
سرعت حركت: 2.9531
برد سلاح:نزديك زن

Protoss



پروتوس ها اولين نژاد پرورش يافته توسط زل ناگا هستند. شاخك هاي آن ها هماهنگي خوبي را بينشان برقرار كرده.پروتوس ها داراي نيرو هايي گران قيمت اما قدرتمند مي باشند.

Probe



اين نيرو ها در حقيقت كارگران پروتوس ها هستند كه وظيفه ساختن ساختمان ها و استخراج منابع رو به عهده دارند.
دميج: 5
سرعت حمله: 1.5
سرعت حركت: 2.81
برد سلاح:نزديك زن

Zealot



زيلوت ها نيرو هاي پايه پروتوس ها در ميدان جنگ مي باشند. به دليل مشكل نزديكزن بودن بيش از حد آن ها در اين شماره پس از نزديك شدن به دشمن با سرعت زيادي به سمت دشمن هجوم مي برند.
دميج: 8
سرعت حمله: 1.2
سرعت حركت: 2.25
برد سلاح:نزديك زن

Stalker



استاكر ها نيرو هايي دورزن مي باشند كه با قابليت Blink (يك نوع تلپورت كوتاه) مي توانند به دشمن نزديك يا به راحتي از دست او فرار كنند.آن ها توانايي حمله به نيرو هاي زميني و هوايي را دارا هستند.
دميج:10
سرعت حمله: 1.44
سرعت حركت: 2.95
برد سلاح:6

High Templar



اين نيرو نقش مستقيمي در مبارزات ندارد اما مي تواند با كار هايي نظير برگرداندن 50 شيلد به ياران خودي آن ها را مقاوم تر سازد.
دميج:ندارد
سرعت حمله: ندارد
سرعت حركت: 1.875
برد سلاح:ندارد

Dark Templar



پروتوس ها پس از فراري دادن اژاد زل ناگا از سياره شان شاخك هاي خود را وصل كردند اما گروهي از آن ها (دارك تمپلار ها)حاظر به اين عمل نشدند.آن ها براي مدتي طولاني به سياره اي ديگر تبعيد شدند. اما حالا آن ها با قدرتي بيشتر بازگشته اند.آن ها نامريي هستند.
دميج:45
سرعت حمله: 1.694
سرعت حركت: 2.813
برد سلاح:نزديك زن

Archon



يكي از قوي ترين نيرو هاي زميني پروتوس ها.آن ها از تركيب 2 نيروي تمپلار به وجود مي آيند.(مثلا 1 High Templar با يك Dark Templar)
دميج:25
سرعت حمله:2
سرعت حركت: 2.81
برد سلاح:نزديك زن

Phoenix



فونيكس ها نيرو هايي قدرتمند ـي براي حملات بزرگ نيستند.آن ها بيشتر به درد Harras كردن دشمن يا كشتن نيرو هاي كوچك مي خورند.آن ها با خاصيت Anti Gravity خود مي توانند دشمنان رو براي مدتي غير قابل استفاده كنند.
دميج:5
سرعت حمله:1.11
سرعت حركت: 4.25
برد سلاح:4 – هوا

Void Ray



اين نيرو ها با حملات شارژي خود مي توانند رقيب خطرناكي براي نيرو هاي بزرگ و قدرتمند باشند.(منظور اين است كه ليزراسلحه شما مدام بر روي دشمن است و به او ضربه ميزند.)
دميج:5-10-10 + x
سرعت حمله:1
سرعت حركت: 2.25
برد سلاح:6

Carrier



اين نيرو ها در حقيقت خود كارايي خاصي ندارند اما با ساختمن سفينه هاي كوچكي به نام Interceptor مي توانند براي دشمن بسيار خطرناك باشند.اين نيرو يكي از قوي ترين نيرو هاي پروتوس ها ست.
دميج:5 (براي هر Interceptor)
سرعت حمله:0.5
سرعت حركت: 1.88
برد سلاح:3

Sentry



اين نيرو يك نيروي پشتيبان زميني است. با اين كه دميج خيلي زيادي را به دشمن وارد نميكند اما با قابليت هايي همچون شيلد و بستن راه دشمن مي تواند براي مدتي به ياران خود كمك كند.
دميج:6
سرعت حمله:1
سرعت حركت: 2.25
برد سلاح:5

Mothership



سفينه مادر يك نيروي موثر در بين پروتوس ها مي باشد.اين سفينه از روي هر نيروي خودي كه رد شود در آن نيرو در ان هنگام نامريي مي شود.(به طور مثل مي توانيد Mothership را در يه كجا ساكن كنيد تا نيرو هاي خودي زير آن پنهان شوند.همچنان اين نيرو قابليت هاي ديگر را نيز دارا مي باشد.
دميج:6
سرعت حمله:2.21
سرعت حركت: 1.41
برد سلاح:7

Observer

اين نيرو هيچ گونه دخالتي در مبارزات ندارد اما مي تواند نيرو هاي مخفي دشمن (مثل GHOST و Banshee ها را برا افراد خودي نمايان كند.
دميج:ندارد
سرعت حمله:ندارد
سرعت حركت: 1.88
برد سلاح:ندارد

Warp Prism



وظيفه اصلي اين نيرو جابجايي نيرو هاي ديگر است و مجهز به هيچ گونه اسلحه اي نمي باشد.
دميج:ندارد
سرعت حمله:ندارد
سرعت حركت: 2.5
برد سلاح:ندارد

Immortal



اين نيرو به دليل آرمور بالاي خود رقيب خطرناكي براي نيرو هاي بزرگ مي باشد.اما در برابر نيرو هايي مانند زرگ لينگ بسيار ضعيف است.
دميج:20
سرعت حمله: 1.45
سرعت حركت: 2.25
برد سلاح:5

Colossus



اين نيرو كه تنها توانايي حملات به نيرو هاي زميني را دارد بر خلاف بقيه نيرو هاي استاركرفت با پاهاي بلند خود توانايي رد شدن از پستي و بلندي هاي مپ هاي بازي را داراست.
دميج:15 (اسپلش)
سرعت حمله: 1.65
سرعت حركت: 2.25
برد سلاح:6 - زمين

نتيجه گيري

بدون شك استاركرفت 2 حماسه شماره اول خود را تكرار كرد و بازي كردن آن براي هر كسي ضروري است.شايد اين بازي بتواند كساني را كه از اين سبك متنفرند را دوباره با سبك RTS آشتي دهد.

ملاقات زامبی با غرب وحشی! Undead Nightmare Review l



ناشر: l Rockstar Games سازنده: l Rockstar San Diego سبک: l Sand Box,Third Person Shooter تاریخ عرضه: l 26 October پلتفرم: PS3,X360


در بسیاری از عناوین نسل حاضر،از زامبی به عنوان عامل وحشت در سبک Horror استفاده می شود.عناوین بسیاری در استفاده بجا از آن ناکام ماندند،اما در عین حال سازندگانی بوده اند که با ترکیب ایده ها توانسته اند عناوینی خلق کنند که تا مدت ها در ذهن دوستداران گیم بماند.در حالی که اکثر این عناوین نیازمند تفکر و دقت بالای بازیکن می باشد،بازی هایی هستند که از این قانون پیروی نمی کنند.یکی از نمونه های نسبتاّ موفق که چندی پیش عرضه شده است،Dead Rising 2 نام دارد.در DR2 برای کشتن زامبی ها به سرعت عمل و دقت نیاز دارید و به آسانی می توانید به انجام آن بپردازید.اما تمام این حرف ها ربطی به این عنوان ندارد،اگر بخواهیم در رابطه با جدیدترین DLC عنوان Red Dead Redemption صحبت کنیم،باید آن را در بین این دو بخش قرار دهیم.اما آیا Undead Nightmare توانسته طرفداران آن را راضی کند؟


Smoke That Skinwagon

کابوس جان از جایی شروع می شود که همراه با همسر و فرزند خود در حال گذراندن یکی دیگر از روزهای سخت خود در Beecher's Hope است.نکته ای که قابل توجه است،غیر طبیعی بودن محیط اطراف مزرعه و حیوانات است.باران به شدت هر چه تمام تر در حال باریدن است،زوزه و ناله های گروهی از گرگ های اطراف شنیده می شود و هم چنین پرندگان در حال پرواز (در یک شب سرد و طوفانی) هستند.Uncle (از دوستان خانوادگی جان) هنوز به خانه باز نگشته و این خانواده را نگران کرده است.به هر حال آن ها تصمیم می گیرند که بیش از این در انتظار او نشینند.ساعتی بعد،هنگامی که جان و همسر او در خواب عمیقی فرو رفته اند،Uncle با چهره ای ترسناک و غیر عادی از پنجره ی خانه وارد اتاق جان می شود.پس از کشمکش و جنگ و جدال بین خانواده ی جان و Uncle (که دیگر نمی توان او را به عنوان یک آدم به شمار آرود) جک و ابیگل (پسر و همسر جان) مورد حمله ی او قرار می گیرند و زخمی می شوند.جان که چاره ای جز دستگیری ابیگل و جک ندارد،آن ها را در خانه حبس می کند و راهی West Elizabeth می شود تا علت شیوع این ویروس را پیدا کند.در این راه کسانی وجود دارند که در پی انجام کارهای شیطانی هستند و ... .

اگر چه داستان بازی در محیط نسخه ی اصلی به وقوع می پیوندد،اما در عین حال هیچ ارتباطی با آن ندارد،با این حال نکاتی در خط داستانی بازی به چشم می خورد که گفتن آن ها با توجه به گذشتن تنها چند روز از عرضه ی بازی خوشایند نمی باشد.می توان گفت این پک به عنوان معدود عناوینی به شمار می رود که این زامبی های دوست داشتنی را وارد یک بازی کامپیوتری با موضوع غرب وحشی کرده است.به جرئت می توان گفت داستان Undead Nightmare همانند عنوان اصلی قابل توجه و با دقت کار شده و می توان آن را از مهم ترین عامل برای انجام بازی به شمار آرود.



All's Right With the World

اکثر مکان هایی که در نسخه ی اصلی وجود داشته اند،اکنون به دلیل حمله ی زامبی ها در حال سوختن و یا خراب شدن هستند.همان طور درصد زیادی از مردم شهرها و منطقه های مختلف تبدیل به زامبی شده اند.آخرین بازماندگان در هر منطقه نیز بر روی سقف خانه ها کمین کرده اند و در حال شکار زامبی ها هستند.نکته ای که در Undead Nightmare به چشم می خورد،تاریک بودن بیش از حد محیط است که به نوعی باعث القای حس ترس به بازیکن می شود.همان طور که گفته شد،اکثر مناطق بازی را زامبی ها تشکیل می دهند،به همین دلیل بازیکن پس از ورود به منطقه ی نا شناخته با نواری که در بالای صفحه مواجه می شود.این نوار با نام "Town Safety" شناخته می شود.در بالای آن،تعدادی دایره (که به عنوان چک مارک استفاده می شود) وجود دارد؛بازیکن می بایست تمام موجودات آن منطقه را از بین ببرد.خوش بختانه بازماندگان (که با هوش مصنوعی کنترل می شوند) نیز در انجام این کار به بازیکن کمک می کنند.در اکثر مواقع یاران خودی تقاضای مهمات می کنند،شما می توانید تعدادی از مهمات خود را به آنان بدهید.با انجام این کار،مدت زمان امن بودن آن مکان بیشتر خواهد بود،اما توجه داشته باشید که در بازی هیچ گونه واحدی به نام پول وجود ندارد! در حقیقت سلاح و مهمات شما به عنوان مهم ترین آیتم در بازی به شمار می روند.پس از امن شدن مکان مورد نظر،می توانید در خانه ی خود بخوابید و بازی را ذخیره کنید،به دنبال جعبه های مهمات بگردید و یا خود را برای مبارزه ی بعد آماده کنید.

برای کمک به هر چه جذاب تر شدن بازی،تعدادی اسلحه به بازی اضافه شده است.اولین وسیله Holy Water نام دارد.کاربردی همانند Fire Bottle دارد اما پس از هر بار استفاده،دشمن مورد نظر به وسیله ی آتشی آبی رنگ زخمی می شود (نمی سوزد) و به سرعت از بین می رود.آیتم دیگری که در اواسط بازی باز می شود،Undead Bait نام دارد که همانند آن را در نسخه ی اصلی مشاهده کرده بودیم،با این تفاوت که این ورژن بر روی زامبی ها سازگار است.برای نابود کردن جمعیت های بزرگ می توان Undead Bait را به مکانی دور انداخت،سپس پس از حمله ی زامبی ها به آن با استفاده از Holy Water تعداد بسیاری از دشمنان را از بین ببرید.blunderbuss نیز به عنوان یکی از اسلحه های جذاب بازی به شمار می رود که برای اولین بار در این پک دیده شده است.این اسلحه به عنوان یک شات گان پر قدرت به شمار می رود که پس از هر بار شلیک،زامبی ها را به تکه ای از گوشت تبدیل می کند.روش تهیه ی مهمات این اسلحه نیز در نوع خود جالب است.بازیکن می تواند با جمع کردن تکه های گوشت زامبی ها از آن ها به عنوان مهمات برای blunderbruss خود استفاده کند.البته باید این نکته را به خاطر داشته باشید که نمی توانید تکه های زامبی هایی که توسط این سلاح کشته شده اند را جمع آوری کنید.

دشمنان بازی به طور اغلب به اندازه ی گاوچران های غرب وحشی چالش برانگیز نیستند.آن ها نمی توانند کاور بگیرند،تیراندازی کنند و حتی سوار اسب شوند؛تنها کاری که توسط آن ها انجام می شود حمله به جان است.معمولاّ به صورت تک نفره حمله می کنند،اما هنگامی که دو تن از آن ها بازیکن را محاصره کند،دوستان آن ها نیز به کمک شان می آیند و آن جاست که این موجودات به ظاهر بی خطر و کند ذهن خطرناک می شوند.نکته ی منفی که در رابطه با زامبی ها وجود دارد،کم نوع بودن آن ها است.تنها 3 تا 4 نوع زامبی در بازی وجود دارند که اکثراّ نیز در ظاهر بسیار شبیه به دشمنان Left 4 Dead 2 می باشند.به عنوان مثال می توان به زامبی های چاق و یا آن هایی که ماده های سبز رنگ پرتاب می کنند اشاره کرد.آسان ترین راه برای کشتن آنان هدشات کردن است،در واقع به عنوان تنها راه کشتن دشمنان به شمار می رود.با انتخاب درجه ی سختی متوسط،بازی بسیار آسان می شود و می توانید به راحتی دشمنان را هدشات کنید.علاوه بر سلاح می توانید از مشعل خود نیز استفاده کنید.اگر چه استفاده از آن تنها در ساعات اول جذاب است و مدتی بعد خسته کننده می شود،اما هم چنان به عنوان یکی از آیتم های کار آمد به شمار می رود.



جالب ترین نکته ای که می توان در رابطه با Undead Nightmare به شمار آورد این است که آلودگی مردمان و شیوع ویروس به صورت Real Time نمایش داده می شود.به طور مثال،ممکن است زنی را پیدا کنید که در حال صحبت با شوهر آلوده شده خود است.می توانید از کنار آن ها بگذرید،اما اگر پس از مدتی به آن جا برگردید،خواهید دید که هر دو تبدیل به زامبی شده اند.خوش بختانه مراحل داستانی بازی بیشتر از کشتن زامبی ها هستند.در مناطق مختلف افراد مختلفی گم شده اند که اعلامیه آن ها به صورت همان چیزی که در نسخه ی اصلی دیده بودیم بر روی دیوار نصب شده اند.شما می توانید با جمع آوری آنان و نجات دادن افراد مورد نظر،مقداری مهمات دریافت کنید.هم چنین چهار موجود اساطیری وجود دارند که می توانید آن ها را اهلی کنید.این چهار موجود در واقع چهار اسب (طاعون،جنگ،قحطی و مرگ) می باشند که از کتاب مکاشفات یوحنا الهام گیزی شده اند.

تمام حیوانات نسخه ی اصلی در Undead Nightmare وجود دارند،البته تمام آن ها به زامبی تبدیل شده اند.تمام کردن بخش چند نفره بستگی به سفرها و انجام دادن مراحل جانبی از 6 به 12 ساعت قابل تغییر است.با تمام نکات مثبت آن،برخی مشکلات نیز به چشم می خورند،به طور مثال انیمیشن و نحوه ی بالا رفتن از نردبان ها دارای مشکلات متعددی می باشد.به طور کل می توان بخش تک نفره را اثری قابل توجه به شمار آورد.بخش تک نفره تنها چیزی نیست که Undead Nightmare به ارمغان آورده است.راک استار بخشی را نیز به قسمت چند نفره اختصاص داده است.اولین بخش Undead Overrun نام دارد که مطمئناّ برای بسیاری از بازیکنان آشنا است.بازیکنان در این مد در مکانی تاریک قرار داده می شوند و پس از انتخاب کلاس خود آماده ی شروع تجربه ای هیجان انگیز می شوند.با شروع بازی،بازیکنان می بایست در هر سری تعدادی زامبی را از بین ببرند.پس از گذشتن هر wave،بازی سخت تر می شود.همکاری در این بخش به عنوان مهم ترین نکته به حساب می آید؛بدین صورت که در صورت عدم همکاری با دیگر بازیکنان،به سرعت کشته خواهید شد.می توانید بر روی سقف خانه ها بروید و به سمت دشمنان شلیک کنید،چون زامبی ها نمی توانند از نردبان استفاده کنند.دومین بخشی که اضافه شده است،Land Grab نام دارد و هیچ رابطه ای با این پک ندارد! در این مد که در Free Roam انجام می شود،بازیکنان وظیفه ی محافظت از 7 مکان را به عهده دارند.



Undead Nightmare همان چیزی است که از یک پک قابل دانلود انتظار می رود.مراحل بسیاری برای انجام دادن وجود دارد،از جمله مراحل تک نفره ی 6 ساعته،دو مد چند نفره،دو لباس جدید و هم چنین اسلحه و آیتم های جذاب.مشخص است که راک استار به طور کامل وقت خود را صرف تهیه ی این پک کرده است.بدون شک ارزش Undead Nightmare بیش از 10 دلار می باشد.


نکات مثبت: بخش تک نفره ی نسبتاّ طولانی و سرگرم کننده،پایان بی نظیر بخش داستانی،وجود بخش چند نفره ی جذاب.

نکات منفی: آسان و یک نواخت بودن مبارزات.


9.25/10

جایی برای هیتاسپ نیست ... | نقد و بررسی گرشاسپ

به نام خدا




گرشاسپ : گرز ثریت

بازی سازی در ایران صنعتی نوپا و نوین است و مدت کوتاهی است که به بازی های رایانه ای و تأثیرات فرهنگی و اقتصادی آن توجه بیشتری می شود.در این مدت کوتاه ، حرکت های خوب و موثری توسط بازی سازان جوان و جویای نام کشور صورت گرفته ، و خوشبختانه می توان گفت که تمامی این کارها روز به روز از کیفیت بهتری برخوردار می شوند.شاید اولین تجربه ی جدی از بازی های رایانه ای در کشورمان سری بازی های Quest of Persia باشد ، که تا کنون سه نسخه از آن منتشر شده و هر نسخه از پیشرفت هایی برخوردار بوده است.اما به علت کمبود نیروهای متخصص و بودجه ی کم و عدم حمایت و ... بازی های ایرانی نتوانسته بودند جایگاه خود را در بین مردم پیدا کنند.اما با منتشر شدن اولین اخبار از بازی رایانه ای گرشاسپ ، دانستیم که به زودی شاهد تحولی بزرگ در صنعت بازی سازی در ایران خواهیم بود.بازی رایانه ای گرشاسپ ، اولین تجربه ی جدی در کارنامه ی شرکت فن افزار شریف است.این شرکت توسط عده ای از جوانان خوش فکر و متخصص در سال 1382 تأسیس شد و این شرکت با همکاری بنیاد ملی بازی های رایانه ای ، از سال 1386 کار طراحی مراحل یک بازی اکشن سوم شخص Hack & Slash به سبک Gow به نام گرشاسپ – که در ابتدا قرار بود با نام سوشیانت عرضه شود - را آغاز کرد.داستان بازی برگرفته از " گرشاسپ نامه " اثر اسدی طوسی است و شخصیت اصلی داستان گرشاسپ ، پهلوان ایرانی ، نیای رستم ، یار سوشیانت و نواده ی جمشید شاه است :

گر از جنگ گرشاسپ یاد آیدت ، همه جنگ رستم به یاد آیدت

البته لازم به ذکر است که نباید این گرشاسپ را با گرشاسپ شاهنامه ی فردوسی ، که پادشاهی مستبد و مغرور بود اشتباه گرفت.خوشبختانه چرخش شگفت انگیز قلم آرمان آرین ، نویسنده ی کتاب های پارسیان و من و اشوزدنگهه ، که از تسلط فوق العاده ای بر آیین زردشت و پهلوانان اساطیری ایرانی برخوردار است ، جلای زیبایی بر بازی از لحاظ داستانی بخشیده است.گرشاسپ از نظر هنری نیز به موهبت کارهای سهیل دانش اشراقی ، سرپرست هنری بازی ، از بازی های پیشین ایرانی متمایز است.این بازی به تازگی توسط لوح زرین نیکان در بازار منتشر شده است.در ادامه نگاهی دقیق تر بر داستان بازی خواهیم داشت :




(توجه : داستان به طور کامل نگاشته شده است)

آن روزها را امروز از یاد برده‌اند. روزهایی که هنوز رودِ خروشانِ زمان بیکرانه در گوشه و کنار جاری بود، و ایران زمینِ پهناور، در آتشِ آشوبی فراگیر و نبردهایی پی در پی غرقه شده بود. در آن روزها که پهلوانان هنوز به اسطوره‌هایی دوردست تبدیل نشده، و خود داستانهای شگفت‌انگیز زندگی خویش را برای گوسان‌های قصه‌گو تعریف می‌کردند. در آن روزها، سرزمین میانیِ خونیراث که امروز ‌ایران زمین خوانده می‌شود، ‌همچون نگینی در میان شش سرزمینِ‌ پیرامونی احاطه شده بود،‌ و در سراسرِ آن دیوها و اشموغان،‌ با اهوراها و آدمیان در پیکاری سخت درگیر بودند. روشنایی دیرپای خردی که اهورایان به آدمیان بخشیده بودند، به تدریج از میان مردمان رخ بر می‌بست، و خشونت و دیوانگی اشموغان همچون ظلمتی شبانگاهی جایگزین آن می‌شد.
در آن روزها، در آن گذشته‌ی دور، گرشاسپِ‌ بزرگ، پهلوان پارسی، هنوز جوان بود و جویای نام، و هیچ نشانه‌ای در دست نبود که به سرنوشت شگفت‌انگیز و پر فراز و نشیبش گواهی دهد. سرنوشتی که اسطوره‌اش هنوز در گوشه و کنار ایران زمین در اشعار خنیاگران و حکایتهای پیله‌وران بازگو می‌شود …”


اولین سکانس بازی با این مقدمه آغاز می شود ، که کاملا گویای فضای چرکین و چیرگی نیروهای اهریمنی بر ایران است.قطعا صدای گرم و پرطنین و لحن حماسی آیدین رادکیا ، راوی داستان ، در ایجاد ارتباط با بازیباز تأثیری فراوان دارد.چنان که گفته شد ، ایران ، مدت کوتاهی پس از زندانی شدن ضحاک به دست فریدون دلیر ، مورد هجوم دیوان و اشموغان قرار گرفته ، و این بار دیوی جادوگر به نام هیتاسپ زرین تاج سرزمین ایران را تهدید می کند.هیتاسپ زرین تاج به آریاسپ ، دهکده ی سیاوشگرد که محل تولد پهلوانانی بزرگ مثل گرشاسپ بوده است ، حمله کرده و اوروَخشه ، برادر گرشاسپ را از بین می برد و گرز ثریت ، گرز خاندان پدری گرشاسپ ، گرزی که فریدون بزرگ به وسیله ی آن ضحاک را شکست داد را به دست می آورد.این گرز از قدرت های والایی برخوردار است و از دیرباز مورد ستایش و تمجید مغان بوده است.گرشاسپ از دوردست شاهد کشته شدن برادر به دست این دیو پلید است ، و خشم قربانی شدن برادر باعث می شود که هم به فکر انتقام خون برادر از هیتاسپ باشد و هم در بدست آوردن گرز اجدادی خویش ، گرز ثریت ، پای در ورطه ای مخوف و طاقت فرسا بگذارد.هیتاسپ پس از به دست آوردن گرز ثریت اداره ی شهرها را به دیوی از نژاد اکتاش سپرده و از سمت جنگل شیطانی هوسپا ، به سوی کوه های اوشیدرن که در آن قلعه ای ساخته ، حرکت میکند.گرشاسپ پس از مبارزه با دیوان و اشموغان متعدد ، راهش را به سوی جنگل هوسپا به پیش میگیرد.وی نیک میداند که تنها راه رسیدن به اوشیدرن ، گذر از این جهنم سبز است.جهنمی که روزگاری بهشتی آباد بود و اهورایان در آن سکونت داشتند ، اما پس از تسلط دیوان و رها شدن گَندَروا در آب های آن ، نفرین ظلمت و سیاهی بر آن می نشیند و به فضایی نفرین شده تبدیل می شود.درخت افسانه ای گوکرن ، محل زندگی سیمرغ افسانه ای نیز در این جنگل قرار دارد ، که روزگاری به یمن وجود سیمرغ درختی سپید و باشکوه بود و محل زایش دانه های " هوم " ، اما پس از چیرگی تاریکی هیتاسپ سیمرغ با ترک لانه اش باعث می شود که این درخت زیبا به درختی سیاه و خشکیده تبدیل شود.گرشاسپ با گذر از این مکان و جنگیدن با دیوان جنگل ، به گندروا می رسد و او را شکست می دهد.وی بالاخره به کوه پایه های اوشیدرن ، در انتهای جنگل هوسپا می رسد.کوهستانی که در گذشته منزلگاه مهر ، این اهورای پاک بود ، کوهستانی که از دیرباز سرزمین اژدهاهای سرخ نامیده می شد.سرخی چشمان اژدهاهایی که در اوشیدرن زندگی میکردند به قدری ترسناک بود که دیوان جرئت نزدیک شدن به آن جا را نداشتند ، اما هیتاسپ این اژدهاها را به سنگ تبدیل می کند و این کوهستان پاک را به محل پرستش اهریمن تبدیل می کند.گرشاسپ از این مکان مخوف و موانعش گذر میکند تا به دژ هیتاسپ برسد.در هنگام طی کردن مسیر ، هیتاسپ با گفتن : به سوی مرگ است کیش تو ... سعی در تضعیف روحیه ی گرشاسپ پهلوان دارد ، اما گرشاسپ چون شیری انتقام جو است که از هیچ دیوی هراس ندارد.گرشاسپ بالاخره به هیتاسپ می رسد و طی نبردی سخت وی را شکست می دهد و گرز ثریت را باز پس می گیرد.اما پهلوان نیک می داند که که با کشتن هیتاسپ ، هنوز نبرد ظلمت و نور به اتمام نرسیده است ...
داستان بازی برگرفته از آیین زردشتی و گویای فضای اساطیری پارسی است ، و کاملا درخور یک بازی تماما ایرانی است و کار آرمان آرین در این زمینه واقعا ستودنی است.متأسفانه به دلیل کوتاه بودن زمان گیم پلی بازی ، سازندگان نتوانسته اند از تمام پتانسیل این داستان کهن و جذاب استفاده کنند.به همین دلیل کل دیالوگ های بازی شاید به یک صفحه هم نرسد و روایت داستان کمی مبهم و نامناسب به نظر می رسد.ضمن این که شخصیت پردازی نیر با مشکلاتی توأم است ، چرا که گرشاسپ در طول بازی شاید یک پاراگراف هم دیالوگ ندارد و بازیباز نمی تواند آن طور که باید و شاید با شخصیت اصلی ارتباط برقرار کند.خشم گرشاسپ و ناراحتی وی از کشته شدن برادر نیز در بازی به هیچ وجه احساس نمی شود و با توجه به این که گرشاسپ دیالوگ نیز ندارد ، این نکته را میتوان به عنوان نکته ی منفی در نظر گرفت.با این حال انتخاب چنین داستانی برای این بازی و آشنا کردن بازی بازان با گوشه ای از تاریخ اساطیری سرزمین پارس ، کاری بس ارزشمند است.مطمئنا در نسخه های بعدی بازی شاهد پیشرفت های اساسی در زمینه ی شخصیت پردازی و داستان خواهیم بود.



نمایی زیبا از سیاوشگرد ، طراحی محیط واقعا زیباست.


گرشاسپ یک بازی اکشن سوم شخص H&S به سبک بازی های God of War و Heavenly Swordو Bayonetta است ، که برای اولین بار در ایران ساخته شده است.سیستم گیم پلی بازی به طور مستقیم از Gow الگو گرفته اما تغییراتی آن را از سری خدای جنگ متمایز میکند.مانند تمام بازی های این سبک ، کاراکتر اصلی در مرکز صفحه مستقر شده و دوربین بازی ثابت است و بازیباز توانایی کنترل آن را ندارد.در این بازی گرشاسپ توانایی ضربه زنی با شمشیر و گرزی که در سر آن اسکلت نوعی دیو وجود دارد را دارا است (که البته مانند Blades of Athena از اوایل بازی در اختیارتان نیست).خنجری مانند هیدن بلید الطیر و نیز در دست چپ گرشاسپ قرار دارد که با استفاده از آن چشمان دشمنان را سوراخ میکند! با کلیک چپ میتوانید پشت سر هم ضرباتی را بر دشمن به صورت Combo وارد کنید و توانایی Grab – گرفتن – دشمن و حالت ضد حمله نیز مهیا است.مانند بازی های دیگر این سبک توانایی دفاع ، پرش (به صورت دو مرحله ای که از Gow نشأت گرفته ) ، جاخالی دادن و زدن ضربه های قدرتی را دارید.برخی از دشمنان عظیم الجثه را نمی توانید با شمشیر زدن معمولی از بین ببرید و مانند بازی خدای جنگ باید از طریق QTE – دکمه زنی – دشمنان را به کام مرگ بفرستید.HUD بازی شامل نوار سلامتی – که با گرفتن 4 عدد دانه هوم میتوانید آن را ارتقا ببخشید - نوار خشم – که با کشتن دشمنان پر شده و اجازه زدن کمبوهای قدرتی را می دهد – تجربه ی کسب شده و اسلحه ی مورد استفاده است.این دو اسلحه توانایی ارتقا دارند و در منوی راهنما میتوانید ارتقاهایی چون خشم مهر ، آشوب زروان ، فره جم و ... را آزاد کنید.از این نظر بازی به خوبی از نمونه های مشابه الگو گرفته اما تعداد کم اسلحه و عدم وجود جادو و قدرت های اهورایی به شدت در بازی احساس می شود که به علت کمبود امکانات بازی سازی در ایران نمی توان از آن خرده گرفت.چشمه های سنگی قرمز و آبی نیز در بازی وجود دارند که با آن ها می توانید به ترتیب تجربه و سلامتی خود را بالا ببرید.Save های بازی نیز از طریق دست زدن به گوی های نارنجی رنگی که در برخی مکان ها در هوا در حال چرخش اند میسر است – گفتنی است که بازی از نظر Save و چک پوینت ها عالی است و هیچ گاه کمبود مکان های Save را احساس نخواهید کرد – مراحل بازی تشکیل شده از آریاسپ ، جنگل هوسپا ، اوشیدرن و دژ هیتاسپ که هر کدام دشمن های مختلف و معماهای مختلف دارند.معماهای بازی به هیچ وجه چالش برانگیز نیستند و بسیار آسان هستند و فقط در حد خواباندن یک یا چند اهرم یا چرخاندن سنگ های مختلف هستند.اما موانع بازی بسیار بهتر از معماهای آن هستند و رد شدن از سنگ های در حال ریزش ، آویزان شدن به لبه ی دیوار ، رد شدن از پتک ها و اره های بزرگ بسیار جذاب هستند.گرشاسپ در برخی نقاط بازی میتواند با فرو کردن شمشیرش به دیوار از آن پایین بیاید ، و در این مسیر ممکن است مجبور شود در حین پایین آمدن به سمت دیگر دیوار نیز پرش کند ، که این نکته ای است که گرشاسپ را از زیر سایه ی خدای جنگ بیرون می کشد! گرشاسپ از نظر درجه ی سختی بازی آسانی به حساب نمی آید.حتی در حالت ساده نیز چندین دشمن به شما حمله می کنند ، و این که این تعداد دشمنان هر کدام انیمیشن های مختلفی برای مبارزه دارند یکی از نکات مثبت بزرگ بازی است و به طور کلی میتوان گفت که هوش مصنوعی در سطح مطلوبی قرار دارد.اما عمده ترین مشکل بازی گرشاسپ ، که به گیم پلی آن لطمه ی قابل توجهی وارد کرده است ، کنترل بازی است! از کنترل خود گرشاسپ آغاز می کنیم : متأسفانه حرکت گرشاسپ به جای این که مستقیم و در خط صاف باشد ، به صورت نیم دایره به سمت چپ و راست است! می توانید با زدن دکمه های چپ و راست به صورت پیاپی شاهد حرکت گرشاسپ به جلو باشید که کار را در رد شدن از موانع و خصوصا رد شدن از پرتگاه ها بسیار دشوار می کند.اما به طور کلی کنترل گرشاسپ در حین مبارزه و چرخش وی در هنگام ضربه زنی مطلوب است.دفاع کردن به وسیله ی کلیک وسط موس – غلتک- انجام میگیرد و با توجه به این که ضربه زدن با چپ کلیک است ، دفاع کردن را کاری سخت و دشوار می کند (البته این ها کلید های پیش فرض و قابل تغییرند و نگارنده ی نقد ، بازی با گیم پد را به شما عزیزان پیشنهاد می کند!) مشکل دیگر کنترل در زمینه ی QTE است.فرصت برای دکمه زنی بسیار کوتاه است و کمتر از یک ثانیه فرصت دارید که دکمه ی مورد نظر را بفشارید.بهتر بود زمان بیشتری برای دکمه زنی اختصاص داده می شد.ضمنا هنگامی که بعضی دشمنان روی زمین افتاده اند نمی توان از QTE رویشان استفاده کرد و باید منتظر بمانید تا بلند شوند! محل ضربه زنی به دشمن نیز نامشخص است و همه ی دشمنان ، از دیوهای کوچک گرفته تا غول های عظیم ، ضربه به قسمت میانی بدنشان وارد می شود.باگ های کوچکی نیز در بازی وجود دارد ، از جمله گیر کردن گرشاسپ در دشمنان دیگر ، زاویه ی نامناسب دوربین در برخی قسمت ها به خصوص مرحله ی کوهستان ، و این که قابلیت ضربه زدن در هنگام آویزان شدن از لبه ها مثل خدای جنگ وجود دارد اما در طول مسیر دشمنی نمیبینید که بتوانید از لبه ی پرتگاه به پایین پرتشان کنید! با این که این مشکلات به بازی لطمه وارد کرده اما با توجه به این که این بازی با ابزارهای Free و ساده ای نوشته شده نمی توان از نظر فنی آن را با بازی های بزرگی مثل خدای جنگ مقایسه کرد.از نظر نگارنده ی نقد ، بازی گرشاسپ اولین بازی استاندارد ایرانی است که بدون هیچ مشکلی میتوان به راحتی آن را به اتمام رساند ، و خبری از گلیچ های وحشتناک بازی های بزرگی مثل مافیا 2 در آن نیست! امید است در نسخه های بعدی ، شرکت فن افزار شریف بر روی کنترل ، اضافه کردن جادوها ، اضافه کردن انیمیشن های مختلف و اضافه کردن به زمان گیم پلی بیشتر کار کند.در این مرحله نیز گرشاسپ به عنوان یک بازی ایرانی امتیازی خوبی میگیرد.



از جمله مینی گیم های جذاب بازی گرشاسپ



به علت تحریم های علیه کشور ایران ، فن افزار شریف در طراحی بازی ناچار به استفاده از ابزار های مجانی شده است.بازی گرشاسپ بر پایه ی موتور اوپن سورس OGRE 3D نوشته شده است ، که موتوری است که با استفاده از C++ طراحی شده و بازی های Ankh و Torchlight نیز تاکنون با استفاده از این موتور ساخته شده است.شبیه سازی فیزیک بازی نیز با استفاده از Nvidia PhysX صورت گرفته و در طراحی انیمیشن ها نیز از موشن کپچر استفاده نشده است.انصافا فن افزار شریف با این امکانات محدود بازی بسیار استانداردی را طراحی کرده است که آن را یک سر و گردن بالاتر از بازی های ایرانی تاکنون منتشر شده قرار می دهد.تمامی مطالبی که در این قسمت میخوانید بر مبنای گذاشتن بازی در بالاترین جزئیات گرافیکی نوشته شده است.بی شک هنر سهیل دانش اشراقی و همکارانش را میتوان در تک تک مکان های بازی یافت.از طراحی لوگو و کاراکترهای بازی گرفته تا محیط ها همگی تداعی گر فضای ایران باستان هستند و به بهترین شکل ساخته و پرداخته شده اند.طراحی کاراکتر گرشاسپ و دشمنان مناسب است اما به دلیل محدودیت موتور گرافیکی بازی در استفاده از Polygon ها پرتعداد ، تفاوت چندانی بین کاراکتر اصلی و دشمنان دیده نمی شود.اما به طور کلی طراحی کاراکترها مناسب است.محیط های بازی و آرت ورک ها فوق العاده اند ، به طوری که حتی کیفیت پایین Texture ها و افت فریم نمی تواند جلوی درخشندگی و زیبایی آن را بگیرد! زیباترین محیط بازی از نظر بصری دهکده ی سیاوشگرد است که سازندگان به خوبی توانسته اند تأثیر سایه ی سیاه هیتاسپ را بر آن نشان دهند.دیگر محیط های بازی مثل کوهستان و جنگل هوسپا و درخت افسانه ای گوکرن با وجود جزئیات کم ، بسیار خوب طراحی شده اند.بازی از نظر Level Design چیزی از بازی های روز کم ندارد.



دشمنان پرتعدادند.افت فریم دیده می شود اما بسیار کم و قابل گذشت ...



تعدادی میان پرده یا Cut Scene نیز در بازی وجود دارند که با وجود انگشت شمار بودن ، زحمت زیادی برایشان کشیده شده و از نظر جزئیات تا حدودی از خود بازی بالاتر هستند.انیمیشن های کاراکترها هم کم تعدادند اما به خوبی طراحی شده اند و تفاوت در حرکاتشان به خوبی احساس می شود.فقط مشکلی که به ذهن نگارنده می رسد این است که بین ضربات حالت خشم و ضربات معمولی (از نظر انیمیشن) تفاوتی نیست و ضربه ی خشم مانند یک ضربه ی معمولی به نظر می رسد.بهتر بود سازندگان از افکت های گرافیکی بیشتری برای القای حس خشونت در ضربات خشم استفاده می کردند – البته بی حالت بودن چهره ی گرشاسپ نیز نکته ای بس کسل کننده تر است! - از افکت Motion Blur نیز در بعضی مکان ها از جمله جنگل به خوبی استفاده شده و جلا بخش بازی از نظر گرافیکی است.نورپردازی مناسب است و سایه پردازی را با توجه به بازی های پیشین ایرانی میتوان گفت که بسیار خوب و مطلوب می باشد.به طور کلی گرشاسپ در زمینه ی گرافیکی نیز شایان تقدیر است و نمی توان ایرادهای زیادی بر آن وارد کرد ، قطعا با خریداری یک موتور گرافیکی و یا نوشتن یک موتور جدید این مشکلات در نسخه های بعدی رفع خواهد شد.



این بخش یکی از بخش هایی است که نیازمند توجه بیشتری در نسخه های بعدی است.موسیقی بازی با وجود تعداد محدود آهنگ ها ( با توجه به زمان کوتاه گیم پلی) مناسب و هیجان آور است و سهیل دانش اشراقی در این بخش نیز همکاری داشته و انصافا کار خود را به خوبی انجام داده است! البته قطعات بازی توسط آقای پیام آزادی ساخته شده است.با وجود این که این آهنگ ها بسیار زیبا و در شأن یک بازی ایرانی هستند اما کیفیت بالایی ندارند – که شاید مربوط به محدودیت های موتور بازی است – صداگذاری دشمنان و ضربات شمشیر نیز همین وضعیت را دارند.اما روایت داستان بسیار عالی و حماسی صورت گرفته و گرمی صدای راوی داستان ، ارزش بازی را بیش از حد بالا می برد.در کل این بخش نیز بخش مطلوبی است و در آینده با اضافه شدن دیالوگ های بیشتر برای گرشاسپ و گسترش یافتن داستان ، میتواند نقش مهمی را در پیشرفت بازی ایفا کند.


سخن آخر : گرشاسپ اولین بازی ایرانی است که میتوانید با خیال راحت و با لذت آن را بازی کنید.اگر منصف باشیم و محدودیت های بازی سازی در ایران را ببینیم ، می توانیم به این نتیجه برسیم که گرشاسپ طلوعی است درخشان برای صنعت بازی سازی در ایران.سعی بر این داشتم که در نقد و بررسی این عنوان تا حد امکان خوبی های بازی را شرح داده و کمتر مشکلات را ذکر کنم.امیدوارم این مطلب مورد قبول دوستان واقع شده باشد ...

به امید پیشرفت روز افزون صنعت بازی سازی در ایران

در جستجوی انتقام | Shank Review

با ورود به نسل جدید کنسول ها، شاهد بازی های بزرگی بودیم که با هزینه هنگفت و سرمایه گذاری های عظیم ساخته و به بازار عرضه شده اند. در این بین استدیو های کوچک بوده اند که تنها با خلاقیت و هزینه اندک، بازی های بزرگی را روانه بازار کرده اند. به طور مثال می توان به Braid اشاره کرد که توسط Jonathan Blow در سال 2008 عرضه شد. یا شاهکار جدید دنیای بازی، Limbo. هر دوی این بازی ها نه گرافیک بسیار بالایی داشتند ، و نه گیم پلی پیچیده ، تنها عامل موفقیت آن ها یک چیز بود ، خلاقیت! چیزی که کمتر در بازی ها امروزی یافت میشود. "Shank" نام بازی ای است که به تازگی روانه بازار شده است. که می تواند، مثالی دیگر از این گونه بازی ها باشد. بازی هایی که گاه بیشتر از بازی های بزرگ بر روی گیمر ها تائیر می گذارند. شاید خلاقیت کمتر در این بازی پیدا شود، اما با بازسازی یک سبک قدیمی یعنی: Beat ‘em Up، سبکی که گیمر های قدیمی بیشتر با آن آشنا هستند. اگر بخواهیم یک مثال برای این سبک بازی بزنیم می توان به Street of Rage اشاره کرد، که گیمر ها خاطرات و لحظات خوشی را با آن گذارنده اند، حال Shank محصول استدیو Klei Eentertainment پیش روی شماست، عنوانی که می تواند خاطرات شما را زنده کند.

Marianne Krawczyk ، نویسنده God Of War داستان نویسی Shank را بر عهده داشت. علی رغم انتظارات این بار با یک داستان کلیشه ایی رو به رو هستیم. داستان بازی درباره فردی است به نام : شنک ( Shank ) در این بین The Butcher ( شخصیت منفی داستان) همسر Shank را می دزدد ، Shank نیز در پی انتقام از اوست ، و در این بین باید راه طولانی را طی کند و با انبوه زیردستان The Butcher مبارزه کند. تا به هدف خود یعنی گرفتن انتقام همسر خود از The Butcher برسد. کل داستان بازی در این چند خط خلاصه می شود. سراسر بازی شما در حال مبارزه با دشمنان و ( Boss) ها هستید و تنها در میان پرده ( کات سین ) های موجود در بین مراحل داستان بازی روایت می شود. اما چیزی که باعث جدابیت این بازی شده است ، داستان آن نیست. بلکه گیم پلی و گرافیک هنری آن است. که به برسی آن ها نیز خواهیم پرداخت. در انتها با این که داستان بازی ، داستانی تکراری و کلیشه ایی است ، اما بهانه ی خوبی برای مبازات نفسگیر بازی است.



خشونت بازی در این تصویر کاملا مشهود است.


همان طور که در بالا اشاره کردیم ؛ سبک بازی Bet'Em Up است. یک اکشن دو بعدی. گیم پلی بازی همانند دیگر بازی های این ژانر ، شامل کشتن دشمنان تا رسیدن به رئیس ( Boss) ـه هر مرحله است. Shank با دیگر بازی ها هم سبک ، یک فرق عمده دارد. پایه و اساس بازی بر روی کشتن وحشیانه دشمنان و خشونت بنا شده است. که همین خصوصیت بازی به یکی از آلمان های جذابیت آن تبدیل شده است. برای از بین بردن دشمنان سلاح های گوناگونی ، اعم از گرم و سرد در بازی گردآوری شده است. در بدر ورود به بازی ، دو کلت در اختیار دارید. در کنار آن دو خنجر کوچک نیز تا انتهای بازی همراه شما خواهند بود. و در هنگام رویارویی با دشمنان نقش مهمی را در از بین بردن آن ها ایفا می کنند. علاوه بر این دو یک نوع سلاح دیگر در ابتدا در اختیار دارید ، یک اره برقی! که با پیشروی در بازی می توانید آن را با سلاح های دیگر تعویض کنید. با وجود این که سلاح های بازی تنوع خیلی زیادی ندارند ، اما ترکیب آن ها و استفاده همزمان از سلاح ها ، و انبوه روش های مختلفی که میتوانید از آن ها برای از پای در اوردن دشمنان خلق کنید. جایی برای انتقاد باقی نمی گذارد. همان طور که گفتیم در ابتدا تنها دو کلت در اختیار دارید ، که می توان گفت پرکاربردترین و لذت بخش ترین سلاح برای کشتن دشمنان همین دو کلت شما هستند. علاوه بر این سلاح دو سلاح دیگر نیز بدست خواهید آورد. یک شاتگان و یک یوزی ، به طوری که ابتدا شاتگان سپس در مراحل بعد یوزی را بدست خواهید آورد. در مورد سلاح های سرد نیز ، علاوه بر دو خنجری که در اختیار دارید ، تا پایان بازی ، سه سلاح سر دیگر نیز بدست خواهید آورد. یک زنجیر ، که با بستن آن به دور دستان خود ، می توانید از آن استفاده کنید. و یک جفت شمشیر مخصوص همراه با یک شمشیر سامورایی که در انتهای بازی آن را بدست خواهید اورد. و می توان گفت قوی ترین سلاح سرد بازی است. روند کلی بازی عبارت است از : کشتن دشمنان پیش رو ، تا رسیده به رئیس مرحله ، سپس کشتن او و راهیابی به مرحله بعد. درست است که ممکن است در اثر زیاد بازی کردن این گونه بازی ها ، بازی تکراری شوند. اما Shank با وجود داشتن آلمان های مختلف و سرگرم کننده ، اصلا زود تکراری نمی شود. و بازیکن مطمئنا با یک بار تمام کردن بازی سیر نمی شود. بازی دارای دو درجه سختی است : Normal و Hard. که پیشنهاد می شود ابتدا بازی را روی درجه سختی Normal به اتمام رسانید. زیرا ممکن است در درجه سختی Hard در ابتدا به مشکل برخورید ...تنوع بازی تنها به روش های مبارزه و سلاح ها ختم نمی شود. بلکه محیط ها ، مراحل و ... نیز متفاوت از یکدیگر کار شده اند. بازی در محیط های مختلفی مانند : مکان های بیابان مانند ، کلوپ های شبانه ، اقامتگاه The Butcherو ...روایت می شود. دشمنان بازی نیز بسیار متنوع طراحی شده اند. مانند: انواع سربازان شمشیر و خنجر بدست و سامورایی های زن و مرد. دشمنان تنها از سلاح های سرد استفاده نمی کنند ، بلکه همانند شما از کلت و حتی کلاشینکف هم استفاده می کنند!. علاوه بر دشمنان معمولی و همچنین نژاد های گوناگونی از سگ های وحشی گروه دیگری از دشمنان هستند که نسبت به دیگر دشمنان جثه بزرگ تری دارند و اغلب برای مبارزه از قدرت بدنی خود استفاده می کنند. ولی گاه دست به لوله و ...دیگر سلاح های سرد نیز می برند. در حالت بدتر حتی این گونه دشمنان از رگبار و نارنجک انداز نیز استفاده می کنند ، خوبی این گونه دشمنان این است که با کمی سرعت و دقت می توانید آن ها رو از بین برده و از رگبار آن ها برای از بین بردن دشمنان استفاده کنید. که در آن صورت هیچ کس جلودار شما نخواهد بود! با کشتن دشمنان ، بطری ها و بسته های نارنجک بدست خواهید اورد. که از بطری ها حکم جان را دارند و با مصرف آن ها به جان شما اضافه می شود. نارنجک هم که مشخص است برای چه عملی کاربرد دارد!

صحنه مبارزه شنک با یکی از Boss های بازی.


با تعویض محیط و مرحله ، شکل ظاهری دشمنان از جمله لباس و گاه اسلحه های آن ها نیز تغییر می کند. که یک نکته مثبت به شمار می رود. در هنگام ضربه به دشمنان مقدار زیادی خون از آن ها خارج میشود ، گرچه حالت کارتونی و کمیک مانند دارد اما باز هم نمی تواند آن را بر خشن نبودن بازی دانست. در پایان هر مرحله قاعدتا با رئیس ( Boss) آن مرحله رو به رو خواهید شد. که قطعا لذت بخش ترین بخش بازی ، همین مبارزه با Boss های بازی است. کشتن Boss ها نیازمند استفاده از روش و تدبیری مخصوص است. با استفاده از روش هایی که برای کشتن دشمنان معمولی از آن ها استفاده می کردید در مبارزه با Boss ها جواب نخواهد داد. استفاده از اشیا و وسایلی که در محیط مبارزه است ، نقشی اساسی در کشتن Boss ها دارد.بعد از اتمام جان رئیس ها معمولا شنک با نمایش یک انیمشین به روشی خشن کار Boss ها را تمام می کند. علاوه بر بخش تک نفره که جذابیت بسیار بالایی دارد و تنها اشکال آن کوتاهی بیش از حد آن است که در درجه Normal می شود بازی را در عرض کمتر از 4 ساعت به اتمام رساند ، بخش Co-Op نیز در بازی وجود دارد ، در این قسمت می توانید با دوستان خود مراحلی کاملا جدا از مراحل بخش داستانی بازی را تجربه کنید ، بر خلاف Boss های بخش تک نفره که عمدتا در مبارزه با آن ها به مشکل زیادی بر نخواهید خورد ، Boss های این بخش بسیاز سخت طراحی شده اند. اما در کل تجربه بسیار خوبی است. علاوه بر کشتن رئیس ها و مبارزه با دشمنان بازی دارای آلمان های پلتفرم گانه نیز هست. بالا رفتن از میله ها ، ساختمان ها و ...پریدن از مکان ها و موانع گوناگون و ...برای رسیدن به دشمنان در بازی وجود دارند ، که باعث شده اند Shank یک Bet'Em Up فوق العاده باشد.



تنوع دشمنان در این تصویر کاملا به چشم می خورد.


می رسیم به برسی گرافیک بازی ، که یکی دیگر از نقاط قوت بازی است. گرافیک بازی از لحاط فنی چیز زیادی ندارد. اما گرافیک هنری بازی بسیار بالاست. رنگ بندی های گوناگون و متنوع ، و استفاده از رنگ های شاد بازی را شبیه به یک کارتون کرده است ، اما یک کارتون خشن! رنگ قرمز نقشی اساسی در بازی دارد و با زدن هر ضربه انبوه خون از دشمنان بیرون می ریزد ، که بسیار تماشایی است. ضربه هایی که وارد می کنید ، با خونی که از بدن دشمنان خارج می شود کاملا هماهنگ است. و هیچ مشکلی در این زمینه دیده نمی شود. کات سین های بازی که داستان را روایت می کنند ، نیز از لحاط طراحی مشکلی ندارند. مدل سازی Boss ها و سایر دشمانان به خوبی انجام شده است ، و در هر مرحله با توجه به محیط ، جزئیات زیادی وجود دارد. شاید آنقدر که از گرافیک این بازی لذت میبرید ، از گرافیک بازی های به اصطلاح نسل جدید لذت نبرید.پشت زمینه های طراحی شده برای مراحل نیز ، بسیار با شوق و ذوق و زیبا طراحی شده اند. در هنگام شلیک گلوله افکت دود به خوبی طراحی شده است. و در هنگام راه رفتن شنک نیز خاکی که از زمین بلند می شود. حاکی از توجه سازندگان به جزئیات است. سایر افکت های موجود نیز ، مشکلی از لحاظ طراحی ندارند. در کل گرافیک بازی فوق العاده زیباست و به سختی می شود از آن ایرادی گرفت.


نورپردازی فوق العاده بازی را می توان در این تصویر مشاهد کرد.

موسیقی بازی توسط Jason Garner و Vincent De Vera ساخته شده است. خوشبختانه ، موسیقی بازی بسیاز زیبا نواخته می شود. با توجه به موقعیت و مکانی که در آن قرار دارید ، ریتم موسیقی عوض می شود. که جای تحسین دارد. علاوه بر این مورد ترانه های تهیه شده ، حس خشونت را نیز به خوبی به بازیکن منتقل می کنند. و شما با دیدین اولین دمو (که قبل از رسیدن به منوی بازی به نمایش در می آید.) پی به خشن بودن بازی خواهید برد. در کل موسیقی بازی بسیار خوب طراحی شده و همانند خود بازی خاص و جذاب هستند. هرچند که تعداد آن ها زیاد نیست.
صداگزاری شخصیت ها نیز کاملا با خصوصیات آن ها هم خوانی دارد. ترکیب این صدا ها و کیفیت خوب کات سین ها ، نقش به سزایایی در روایت داستان دارد و عمده صحبت هایی که میات کارکتر ها رد و بدل می شود ، در پیان پرده (کات سین ) ها است. در کل صداپیشگان کار خود را به خوبی و با احساس انجام داده اند. در مورد دیگر صدا های موجود نیز می توان به صدای شمشیر ها و اسلحه ها اشاره کرد ، که همگی در حد بسیار خوب کار شده اند. از صدای خنجری که بر بدن دشمنان فرو می رود گرفته ، تا صدای رگبار ها و نارنجک ها ... همگی به خوبی و زیبایی طراحی شده اند. و از بین بردن دشمنان را لذت بخش تر می کند. اصوات سایر اعمال مانند بالا رفتن ، پریدن، راه رفتن و ...نیز مشکلی ندارد. در کل Shank از این قسمت نیز موفق بیرون آمده.

Shank عنوانی بود ، که این سبک از یاد رفته را دوباره زنده کرد. ( هرجند شاید برای مدتی کوتاه ) و طرفداران این سبک را خشنود. در پایان این بازی سرگرم کننده و جذاب را را به تمامی دوستاران بازی توصیه می کنم. Shank هم اکنون بر روی Xbox Live ، PSN و PC موجود است.

مرکز تفریحی یخی در چین.

مرکز تفریحی یخی در چین فضایی به وسعت 600 هزار متر مربع در مرکز استان هیلونگ جیانگ چین را در بر می گیرد که بیش از 180 هزار متر مکعب یخ در آن وجود دارد.











بازگشت دانکی کونگ...Donkey Kong Country Returns Review

گوریل ها عمدتا یاداور خشونت و بزرگی و قدرت هستند .در کنار این صفات نه چندان جالب بدون استثنا انها موجودات جالب و بامزه ای نزد ما انسان ها هستند...همه ما می دانیم انها عاشق موز هستند...دستهای بزرگی که دارند و مشت هایی که بر سینه و زمین می کوبند تا دشمنانشان را بترسانند و بالا رفتن از صخره ها و حتی درختان را هم پیش تر ما در مستندهای سیما دیده ایم. بازیبازان بزرگتر و قدیمی حتما نام گوریل انگوری و کارتونهای بازمه اش را به یاد دارند...انها اگر در دوران کودکی کنسولهای چند بیتی نینتدو رو تجربه کرده باشند بی شک بازی دانکی کونگ را هم انجام داده اند...پر اوازه ترین بازی ان دوران ماریو در برابر دانکی کونگ بود که هنوز هم ساخته می شود... گوریلی که در ان زمان عمدتا غول اخری بود که باید ماریو او را شکست می داد! این گوریل که نامش اقای کونگ است و به خاطر شجاعت و توانایی هایش به او دانکی کونگ (کونگ بزرگ) می گویند. همانند نام این نسخه از بازی، به سرزمین خود برگشته تا کمی در ارامش باشد اما... .

این گوریل دوست داشتنی بعد از مدتها روی کنسول خوش فروش نینتندو یعنی Wii بازگشته و انصافا هم غوغا کرده است...بر خلاف نسخه قبلی که برای همین کنسول عرضه شدند این بار با یک بازی زیبا و خلاقانه تر روبرو هستیم. دانکی کونگ در این بازی دیگر تنها نیست و یک میمون به نام دیدلی هم در این نسخه او را یاری می دهد...دیدلی روی کول دانکی کونگ می نشیند و با داشتن توربو جت در پرشها و عبور از موانع به کونگ کمک می کند...این بازی هم همانند بیشتر عناوین نینتندو یک بازی پلفرمتینگ هست...ماریو براس مهمترین نمونه مشابه این نوع بازی ها است...اما نینتندو 30 سالی میشود که نگذاشته این دو کارکتر یعنی ماریو و کونگ تکراری و مشابه هم شوند(قابل توجه مسولان مایکروسافت و بیو وار) البته اگر کاراکترهای دیگر مانند بمبرمن و سونیک و پک من و پوکر من و غیره را فراموش کنیم!...




در یک بازی پلتفرمینگ که عمدتا بر پایه سکو بازی و چند حرکت خاص بنا شده انتظار چندانی از داستان نیست...اینبار اقای کونگ در حال استراحت هست که موجودات فضایی جنگلی(دقت کنید که این موجودات هم فضایی هستند و هم جنگلی! چه شود!) به جنگلی که او در ان زندگی می کند هجوم می اورند...انها با هیپنو تیسم حیوانات ،انان را مجبور به اطاعت محض از خودشان می کنند(ان موجودات فضایی به چشمان حیوانات جنگل نگاه می کنند و انان را به سرعت هیپنوتیسم و مسخ می کنند البته به شکلی کاملا جالب) ...یکی از این موجودات فضایی به خانه کونگ می رود و می خواهد کونگ را هم مسخ کند.اما هر کار می کند نمی تواند اقای کونگ را هیپنو تیسم کند...دانکی کونگ به ماهیت این موجود(انان شبیه به جغد هستند) شک می کند و در نهایت با او دست به یقه می شود!و چند مشت مخصوص گوریلی به او می زند و او را از خانه خود به بیرون پرتاب می کند...حالا دانکی کونگ بازی ما باید جنگل خود را از شر این موجودات نجات دهد ... این تمام ماجرای بازیست...


هنر بازیهای نینتندو در گیم پلی انها نهفته هست...با این که سکو بازی پلتفرمینگ را بارها دیده ایم اما باز هم از بازی کردن دانکی کونگ خسته نمی شویم...به خصوص انکه دانکی کونگ بر خلاف کربی اسان نیست و در برخی مراحل توانایی های شما در سکو بازی را به چالش می کشد.
مهمترین حرکات شما در بازی پریدن ، بر زمین کوبیدن ، غلط خودن، اویزان شدن و گرفتن اشیا و فوت کردن است! ... این چند قابلیت در طول بازی به انواع مختلفی مورد استفاده قرار می گیرند...مثلا با غلط خوردن می توانید سریعتر حرکت کنید و هم زمان برخی از دشمنان را بکشید...وقتی دانکی کونگ بر زمین می کوبد می تواند سر بیشتر دشمنانی که به او نزدیک شده اند را گیج اورد .همچنین می تواند با این قابلیت کارهای جالب دیگری مثل پیدا کردن برخی مناطق مخفی بازی و یا خراب کردن برخی اشیا را انجام دهد...
مراحل بازی در مناطق مختلفی انجام می شود...نقشه بازی شبیه به بازی ماریو براس است و از چند فصل تشکیل شده که هر فصل چند مرحله دارد...با رد کردن مراحل هر فصل به یک غول اخر می رسید که باید با استفاده از توانایی هایتان انها را نابود کنید...با نابود کردن هر غول اخر وارد فصل بعدی می شوید...مراحل بازی دور تا دور یک جزیره چیده شده اند و با انجام هر کدام به قله کوه این جزیره جنگلی که مرحله اخر هست نزدیک می شوید...مطمعنا هر بخش از این جزیره تفاوتهایی با بخش دیگری دارد...در واقع هر فصل در یک منطقه متفاوت انجام می شود...یکی در جنگل معمولی و دیگری در داخل اب و ان یکی در داخل مناطق صخره ای و ... تا به قله کوه برسید. البته فکر نکنید مراحل بازی کم و یا اسان هستند...تا دلتان بخواهد مرحله و دشمن و مناطق گوناگون می بینید...
دشمنانتان از جغد های هیپنوتیسم شده(بیشتر دشمنان بای همان موجودات معمولی جنگل هستند منتها توسط ان موجودات فضایی مسخ و هیپنوتیسم شده اند) تا خرچنگ و کوسه و هشت پا و چندین موجود دیگر هستند...البته خود مراحل بازی هم دارای چالشهایی جدای دشمنان مراحل برای شماست...مثلا در یکی از مراحل ستونهای مرحله به روی شما می افتد و در یکی دیگر موج های دریا مانع حرکت مناسب شماست ! ... هوش مصنوعی بازی مناسب است...از انجا که این یک بازی عمدتا کودکانه است هوش مصنوعی هم تابع بازی های همین قشر مانند بازی ماریو براس است...در واقع دشمنان مانند بازی کیلزون سنگر گیری نمی کنند و شما را به اصطلاح هدشات نخواهند کرد بلکه دشمنان بازی با کمک طراحی مراحل تواناییهای شما را به چالش می کشند...به طور مثال در فصل دوم بازی و در مرحله اخر(قبل از غول اخر فصل دوم) در بخشی از ان مرحله،چند خرچنگ به طرف شما حرکت می کنند.در همان لحظه امواج دریا هم هر چند ثانیه از پشت زمینه به طرف شما هجوم می اورد که هنگام هجوم انها باید حتما در یک مکان پناه بگیرید...حال کشتن خرچنگها سخت نیست اما در حین کشتن انان باید به فکر یک جان پناه هم باشید که این موضوع بخش سخت گیم پلی بازیست.در واقع هم به فکر کشتن خرچنگ باشید هم پناه گرفن از دست امواج و هم اینکه مواظب دوباره خرچنگ ها به طرف شما در حالی که پناه گرفته اید باشید!یعنی کنترل فکر و زمان و استفاده از هوش که تعبیرش می شود به چالش کشیدن توانایی هایتان...البته در کل بازی درجه سختی خیلی بالایی هم ندارد !


ناگفته نماند در هر مرحله علاوه بر رد کردن و تمام کردن ان مرحله، دو ایتم وجود دارد که در صورت تکمیلشان امتیاز کل مرحله را می گیرید.یکی مربوط به یافتن چهار حرف انگلیسی K,O,N,G که همان نام دانکی کونگ است و دیگری یافتن قطعات یک پازل هست که هر دو در مناطقی خاص و بعضا مخفی هر مرحله وجود دارند...به دست اوردن موز و جان و چند مورد دیگر که در داخل تمام مرحله ها وجود دارند(مانند خوردن ستاره در مایو گالاکسی یا خوردن سیب در بازی محبوب کراش باندیکوت) هم می تواند در بالا بردن امتیاز شما کمک کند.سواری با وسایلی که در برخی مراحل وجود دارد مانند واگن های حمل زغال سنگ بر جذابیت بازی افزوده است.

گرافیک بازی خوب و قابل قبول است و برای یک بازی پلفرمینگ در حد عالیست.مشکلی از بابت گرافیک وجود ندارد(البته در حد کنسول wii) .مناطق گوناگون سر سبز و زیبای بازی و شمایل بسیار جالب دانکی کونگ و دیدلی جذب کننده و شادی بخش است. شما در یک بازی پلتفرمینگ نمی توانید از طبیعی نبودن اب در بازی یا فیزیک نا مناسب برگ درختان ایراد بگیرید...مهمترین بخش گرافیک در یک بازی پلتفرمینگ عدم فرو رفتن اندام و پیکره اشیا در یکدیگر و لود شدن مناسب پس زمینه و سایه هاست(در کنسول wii چندان بخش سایه زنی قوی و انچنانی نیست که البته نیازی هم به ان نیست) که در این بازه بازی بی عیب است...تصاویر ضد نور و هنر نورپردازی در دانکی کونگ هم استفاده شده و صحنه هایی زیبا در گیم پلی بازی ایجاد می کند که نقطه قوتی در بخش گرافیک به حساب می اید.


به نظر شخص بنده موسیقی بازی بر خلاف بخش های دیگر فوق العاده نیست...موسقی و اهنگ های بازی خوب و قابل قبول است اما در حد یک شاهکار نیست...مثلا موسیقی بازی سونیک کولرز را با این بازی مقایسه کنید! موسیقی بازی ارام و در مناطق مختلف همگام با ریتم بازی متغیر است اما انچنان نیست که در یاد شما بماند(بر خلاف موسیقی بازی ای چون ماریو براس).در کل بخش موسیقی دانکی کونگ متوسط است.

بازگشت به وطن که نام این نسخه از سری بازیهای دانکی کونگ است نمره خوبی از سایتهای جهانی گرفته...میانگین نمرات جهانی چیزی در حدود 9 از 10 است...البته نمره شخصی من به این بازی 8.5 از 10 می باشد...
این نسخه باز هم توانایی های تمام نشدنی نینتندو را در ساخت بازیهای سرگرم کننده نشان داد و به دیگر سازندگان فهماند که هنوز هم می توان از همان کاراکترهای 30 سال پیش هم یک بازی ناب ساخت.نینتندویی که در قرن 19 میلادی با هدف ساخت اسباب بازی ایجاد شد هنوز هم عملا همین کار را می کندو لااقل برای قشر کودک و نوجوان خوش نام است و اساب بازی انان را فراهم می کند . گزاف نیست اگر نینتندو را در زمینه بازی های پلتفرمینگ بی رقیب بدانیم.